آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • روش‌های پولساز بدون سرمایه اولیه و پیچیدگی
  • روش‌های جذاب درآمدزایی آنلاین و آفلاین بدون هیچ سرمایه‌ای
  • راه‌های نوین کسب درآمد بدون سرمایه اولیه
  • راه‌های تضمینی کسب درآمد خانگی بدون سرمایه
  • راهکارهای کسب درآمد آنلاین ویژه کسانی که سرمایه ندارند
  • راهکارهای طلایی کسب درآمد بدون نیاز به سرمایه اولیه
  • راهنمای کامل کسب درآمد بدون سرمایه اولیه برای همه
  • ☑️ نکته های طلایی و ضروری درباره میکاپ
  • ⭐ دستورالعمل های حرفه ای برای میکاپ
  • ⭐ جدیدترین توصیه های مهم درباره آرایش برای دختران
دانلود پایان نامه و مقاله | ب- ارزش در محیط زیست – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

استاد مطهری حقوق فطری را یک نظریه عقلی می‏داند و در باب اهمیت آن چنین می‏گوید: در حقیقت نظریه حقوق فطری را باید نظریه حقوق عقلی نام نهاده؛ زیرا فقط مطابق این نظریه است که می‏توان به قضایای بدیهی عقلی و اصول متعارفه در باب حق قایل شد و در نتیجه می‏توان علم حقوق را یک علم عقلی و فلسفه ـ ولو فلسفه عملی نظیر اخلاق ـ دانست؛ اما با انکار حقوق فطری، علم حقوق یک علم وضعی است نظیر علم فقه.[۸]

استاد معتقد است که جز با‌پذیرش اصل غائیت نمی‏توان حقوق فطری را‌پذیرفت. این که جهان خلقت دارای غایت است و هر موجودی برای هدفی خاص آفریده شده می‏تواند مبنای حقوق فطری باشد. از نظر ما، حقوق طبیعی و فطری از آنجا پیدا شده که دستگاه خلقت با روشن بینی وتوجه به هدف، موجودات را به سوی کمالاتی که استعداد آن ها را در وجود آن ها نهفته است، سوق می‌دهد.

هر استعداد طبیعی، مبنای یک «حق طبیعی » است و یک «سند طبیعی» برای آن به شمار می ‏آید؛ مثلاً فرزند انسان، حق درس خواندن و مدرسه رفتن دارد؛ اما بچه گوسفند چنین حقی ندارد. چرا؟ برای این که استعداد درس خواندن و دانا شدن در فرزند انسان هست؛ اما در گوسفند نیست. دستگاه خلقت این سند طلبکاری را در وجود انسان قرار داده و در وجود گوسفند قرار نداده است. هم‏چنین است حق فکر کردن و رأی دادن و اراده آزاد داشتن.[۹]

یکی از لوازم تفسیر غایی از حقوق فطری این است که می‏تواند توجیه‌گر حق آیندگان بر انسان‌های امروزی باشد. اگر رابطه غایی میان نسل آینده با نسل‏های حاضر و گذشته را بپذیریم می‏توان حقوق آیندگان را توجیه منطقی کرد.

یا یک نحو تضامن اجتماعی میان افراد است و حتی حاضرین نسبت به نسل آینده نیز ضمانت و مسئولیتی دارند و آن ها بر این‏ها حقوقی دارند، همان طوری که یک نوع ضمانت و مسئولیتی نسل حاضر نسبت به نسل گذشته دارد و اساساً این حقوق از کجا پیدا شده و کی وضع کرده؟ آیا طبیعی است؟ معنا ندارد که گذشته و آینده حقی بر عهده حاضر داشته باشد. ناچار باید گفت الهی است و به اعتبار حقیقتی است که بر همه نسل‏ها احاطه دارد؛ یعنی به اعتبار پیوند غایی است که بین گذشته و حاضر و آینده است.

البته رابطه «حق» و «تکلیف»، از نوع رابطه متقابل است. به گونه‏ای که، همواره در یک سو حق و در سوی دیگر تکلیف است. این رابطه متقابل به دو شکل مطرح است: نخست اینکه، وقتی سخن از حق به میان می ‏آید، باید متوجه بود که در برابر آن تکلیفی هم وجود دارد؛ یعنی، یکی حق پیدا می‌کند و دیگری تکلیف. در این صورت گاه تکلیف ناظر به اجرای موضوع حق است و شخص باید کاری را که صاحب حق می‏ خواهد، انجام دهد؛ مثال: شخصی که به عنوان طلبکار شناخته می‌شود، «حق» دارد در موعد مقرّر، طلب خود را از بدهکار وصول کند. در مقابل، بدهکار هم «تکلیف» دارد، بدهی خود را (در صورت تمکن و نبود عُسرت) در موعد مقرّر بپردازد. یا وقتی گفته می‌شود، زن در عقد دائم، حق دارد از شوهر نفقه بخواهد، یعنی مرد مکلّف است، نفقه زن را بپردازد. در پاره‏ای موارد تکلیفی که در برابر حق ایجاد شده، در احترام به آن و خودداری از تجاوز به حق خلاصه می‌شود. ‌بنابرین‏، هرگاه حقی برای کسی در نظر گرفته شود، طبیعی است که دیگران (من علیه الحق) وظیفه دارند آن حق را ادا کنند یا محترم بشمارند.

شکل دوّم رابطه حق و تکلیف، این است که اگر برای شخص یا اشخاص حقی در نظر گرفته شود، آن فرد باید وظایفی را انجام دهد تا آن حق بر او ثابت شود. چنین نیست که برای شخص یا اشخاصی مطلقاً حقوق و مزایا جعل شود، بدون داشتن هیچ تکلیفی. مثلاً، اگر شهروندی حق دارد از بهداشت برخوردار باشد، در مقابل تکلیف دارد به جامعه خدمت کند و یا اگر کارمندی حق دارد که مزد دریافت کند، در مقابل تکلیف دارد به وظایفی که برایش مشخص شده عمل کند. حضرت علی(علیه‌السلام) در وصف حق می‏فرماید: لا یجْری لِاَحَدٍ الاّ جَرَی عَلَیه وَ لا یجْری عَلَیهِ اِلاّ جَری لَه[۱۰].

کسی را بر دیگری حقی نیست، مگر اینکه او نیز بر این شخص حقوقی دارد و آن دیگری را بر این شخص حقی نیست، مگر این که این شخص هم حقی دارد. پس چه خوب است هر بار که می‏گوییم «این حق من است» توجه کنیم که این حق در مقابل چه وظیفه‏ای به ما تعلق گرفته است و آیا ‌به این وظیفه عمل کرده‏ایم؟ آری تنها خداوند است که نسبت به انسان‌ها حقوقی دارد؛ بدون آنکه هیچ تکلیفی برای او وجود داشته باشد، با این حال، واجباتی برای خودش قرار داده است. حضرت علی(علیه‌السلام) در همان خطبه می‏فرماید: لَوْ کانَ لِاَحَدٍ اَنْ یجْری لَهُ وَ لا یجْری عَلَیهِ لَکانَ ذلِکَ خالِصاً لِلّه سُبْحانَهُ دوُنَ خَلْقِهِ[۱۱]. اگر برای کسی حقی باشد و متقابلاً دیگران بر او حق نداشته باشند، چنین حقی، اختصاص به خداوند سبحان دارد نه غیر او. نکته: ـ باید توجه داشت که تکلیف ـ به خلاف حق که اختیاری می‏ باشد ـ الزامی‌است. کسانی که تکلیف دارند حق صاحب حقِّ را محترم بشمارند، باید حتماً چنین کنند و از تکلیف گریز و گزیری ندارند.

مسئولیت، نتیجه تکلیف است. کسانی که برحسب قوانین مذهبی یا عرفی مکلف شناخته می ‏شوند دارای «مسئولیت» هستند.

ب- ارزش در محیط زیست

۱٫ مجامع بین‌المللی

سازمان ملل متحد در تلاش‌های بین‌المللی ‌در زمینه محافظت از محیط زیست پیشتاز است.

سازمان ملل برای تدوین معاهده‌هایی به منظور حفظ محیط زیست کمک می‌کند. برای مثال در دهه ۱۹۸۰ کمک کرد آلودگی نفتی از کشتی‌ها تا ۶۰ درصد کاهش یابد؛ آلودگی فرامرزی درامریکای شمالی و اروپا مهارشود؛ وتولید بسیاری ازگازهایی که لایه ازون را نابود می‌کنند در کشورهای صنعتی و در حال توسعه متوقف شود. کارگزاری‌ها و برنامه های سازمان از زمان تشکیل نخستین کنفرانس ملل متحد درباره محیط زیست در سال ۱۹۷۲، به انعقادبیش از ۳۰۰ معاهده و موافقت‌نامه بین‌المللی مربوط به انواع به خطر افتاده گیاهان و جانوران، آلودگی دریاها، نابودی لایه ازون، مواد زائد خطرناک، تنوع زیستی، تغییر آب و هوا و اقلیم، بیابان زدایی، شیلات و ماهیگیری، و مواد شیمیایی صنعتی و حشره کش‌ها کمک کرده‌اند[۱۲].

دستور کار ۲۱، که در کنفرانس محیط زیست توسعه ملل متحد در ۱۹۹۲ در ریودوژانیرو، برزیل «اجلاس زمین» تدوین شد، طرح جهانی فراگیری برای توسعه مناسب با محیط زیست ارائه می‌دهد، و مبنای بسیاری از برنامه های ملی و ابتکارهای محلی شده است. اجلاس جهانی سران توسعه پایدار (ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی) فرصتی برای شناسایی زمینه‌هایی فراهم کرد که به انجام تلاش‌ها ‌و اتخاذ تصمیم‌های عملیاتی و ایجاد تعهدات سیاسی در آن زمینه‌ها نیاز بود.

نظر دهید »
مقاله-پروژه و پایان نامه | مراحل برنامه‌ریزی پژوهش و جایگاه نیاز سنجی پژوهش در این فرایند – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

  1. برنامه ریزی پژوهشی کوتاه مدت[۳۵] یا سالیانه[۳۶]

این سطح از برنامه‌ریزی پژوهشی کاملاً متمرکز بر محققان و پژوهشگران است. طرحهای پژوهشی تدوین شده محققان توسط مدیران پژوهشی، رهبران برنامه های تحقیقاتی یا شوراهای پژوهشی مورد بررسی و تجدیدنظر قرار می‌گیرد و در قالب برنامه های سالیانه اجرا می‌شود. در پژوهش‌هایی که بیش از یک سال به طول می‌ انجامد، محققان هر سال نتایج کارهای پژوهشی را در سال گذشته مورد بررسی قرار می‌دهند و برای فعالیت‌های سال بعد برنامه‌ریزی می‌کنند(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، صص۱۷،۱۸).

  1. برنامه‌ریزی پژوهشی میان مدت[۳۷]

اگر چه برنامه‌ریزی پژوهشی بلند مدت بیشتر متمرکز بر تعیین جهت‌گیرها و عناوین پژوهشی در افق زمانی بسیار وسیع (حدوداً یک دهه است) و از سوی دیگر برنامه‌ریزی سالیانه متمرکز بر اجرای طرحهای تحقیقاتی است، اما این امر به آن معنا نیست که عناوین و برنامه های تحقیقاتی و نیز منابع آن ها باید در طی سال‌های برنامه بدون تغییر باقی بماند. در این راستا، ارزشیابی و برنامه‌ریزی پژوهش معمولاً در طی زمان تغییر می‌کند و یا برخی عناوین پژوهشی مستلزم حذف، افزودن و یا تجدیدنظر است، از اینرو برنامه‌ریزی میان مدت می‌تواند انعطاف پذیری لازم را برای برنامه‌ریزی پژوهش به وجود آورد.افق زمانی برنامه‌ریزی پژوهش میان مدت معمولاً پنج سال است(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵،ص۱۸).

مراحل برنامه‌ریزی پژوهش و جایگاه نیاز سنجی پژوهش در این فرایند

برنامه‌ریزی پژوهشی می‌تواند در قالب الگوها و رویکردهای مختلف صورت پذیرد. با این همه وجه مشترک اکثر الگوهای برنامه‌ریزی پژوهش، طی هشت مرحله به شرح زیر است:

    1. مرور و بازبینی قلمرو پژوهشی[۳۸]

    1. تجزیه و تحلیل محدودیت‌ها[۳۹]

    1. ارزیابی نتایج پژوهشی موجود[۴۰]

    1. تدوین هدفها و استراتژی پژوهشی[۴۱]

    1. شناسایی پروژه های تحقیقاتی[۴۲]

    1. تعیین اولویت پژوهش از بین طرحهای تحقیقاتی مختلف[۴۳]

  1. تجزیه و تحلیل شکاف در خصوص منابع انسانی[۴۴]

ارائه پیشنهادات اجرایی[۴۵](فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵، صص ۲۰،۲۱).

  1. مرور بازبینی قلمرو (بخش یا بخش فرعی) پژوهش

مرحله اول، عبارت از مرور و بازبینی وضعیت موجود یا بخش فرعی ذیربط است. این بررسی می‌تواند مشتمل بر ارزیابی دروندادها، فرآیندها و بروندادها، و یا بررسی محصولات یا خدمات، بازاریابی، فرآیندها و نحوه پردازش و مدیریت منابع باشد. این بررسی می‌تواند ‌بر اساس معیارهای مختلفی چون گروه‌های مخاطبان، منطقه جغرافیایی و مانند آن انجام شود در این مرحله همچنین ‌هدف‌های‌ بخش مربوطه که توسط دولت یا وزارتخانه مسئول آن بخش و یا سازمان متولی آن تدوین شده و عمدتاًً در اسناد مرتبط با سیاست‌ها و خط‌مشی‌ها منعکس است، مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. به طور کلی آنچه در این مرحله مدنظر است، نوعی تجزیه و تحلیل وضعیت است تا در پرتو آن محدودیت‌ها شناسایی شود و در عین حال ظرفیت‌ها و توانمندی‌های آن بخش نیز آشکار گردد(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵،ص۲۱).

  1. تجزیه و تحلیل موانع و محدودیت‌ها

محدودیت‌هایی که در مرحله ۱ شناسایی شده‌اند در این مرحله مورد تجزیه و تحلیل عمیق قرار می‌گیرند تا از این رهگذر دلایل و عوامل ایجاد کننده آن ها شناسایی شوند. این محدودیت می‌تواند ریشه در عوامل کلان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی داشته باشد و یا اینکه عوامل سازمانی و شیوه سازماندهی و مدیریت منابع و عوامل در آن دخیل باشد برخی از محدودیت‌ها عمدتاًً قابل پژوهش[۴۶] هستند. منظور این است که این نوع محدودیت‌ها را می‌توان از طریق انجام تحقیق و پژوهش و کاربست نتایج آن ها برطرف کرد(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵،صص۲۱،۲۲).

  1. ارزشیابی نتایج پژوهشی موجود

در این مرحله در خصوص محدودیت‌های قابل پژوهش به دست آمده در مرحله ۲، بررسی مجددی صورت می‌پذیر تا مشخص شود که آیا پژوهشی درباره آن ها صورت گرفته است یا نه؟ این بررسی می‌تواند در سطح داخلی (داخلی سازمان یا وزارتخانه ذیربط و نیز سایر سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها) و یا در سطح خارجی ( در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای و یا کشورهایی که دارای مسائل و دغدغه‌های مشابه هستند) صورت پذیرد. این بررسی می‌تواند معطوف به میزان موفقیت پژوهش‌ها، میزان تناسب آن ها با محدودیت‌ها، دلایل توفیق یا عدم توفیق آن ها، نتایج عمده و نهایتاًً خلاء ‌ها و نارسایی‌های آن ها باشد(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵،ص۲۳).

  1. تدوین هدفها و استراتژی‌های پژوهشی

بر مبنای تجزیه و تحلیل محدودیت‌ها و ارزشیابی نتایج پژوهشی موجود در دسترس، ‌هدف‌های‌ پژوهشی برای یک برنامه تحقیقاتی تدوین می‌شود. هر هدف پژوهشی می‌تواند در بردارنده چند هدف فرعی یا ویژه باشد. این ‌هدف‌های‌ پژوهشی ویژه یا فرعی با کمک یکدیگر، استراتژی معینی را برای دستیابی به هدف اصلی پژوهشی به وجود می‌آورند(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵،ص۲۴).

۵- شناسایی پروژه های تحقیقاتی

این گام یکی از حساس‌ترین مراحل برنامه‌ریزی پژوهش است. در این مرحله ‌بر اساس اهداف پژوهشی، طرحهای تحقیقاتی معینی شناسایی و تدوین می‌شوند. طرحهای پژوهشی ‌بر اساس هر یک از اهداف پژوهشی و یا هدف‌های فرعی پژوهشی تدوین می‌گردند. در این مرحله، طرح‌ها و عناوین پژوهشی فقط به صورت یک موضوع یا عنوان پژوهشی بیان می‌شود(فتحی و اجارگاه، ۱۳۸۵،ص۲۵).

در برخی سازمان‌ها نیز علاوه بر شناسایی عناوین، شرحی بر عنوان یا موضوعات تحقیقاتی تدوین می‌شود که در آن ضمن تبیین مختصر عناوین تحقیقاتی، منابع انسانی مورد نیاز (مهارت‌های تخصصی و زمانی که پژوهشگر یا پژوهشگران باید صرف انجام تحقیق نماید) نیز بیان می‌گردد. این کار سبب می‌شود تا طرحهای تفضیلی که بعداً بر ای هر عنوان تحقیق تهیه می‌شود، دقیقاً در راستای عنوان تحقیق باشد. این کار همچنین از یک خطای متداول در برنامه‌ریزی پژوهش جلوگیری می‌کند. این خطا عبارت است از اینکه علی‌رغم اینکه هم پژوهشگران و هم برنامه‌ریزان پژوهشی یا سفارش دهندگان از یک موضوع یا عنوان صحبت می‌کنند، برداشت و تصور تهیه‌کنندگان طرح‌های تحقیقاتی با گروه برنامه‌ریزی پژوهش از یک عنوان تحقیقاتی یکسان نیست. تهیه شرح موضوع به طور مختصر، برداشت‌های ذهنی افراد را به هم نزدیک کرده، از اتلاف وقت و منابع جلوگیری می‌کند. همچنین تشریح موضوع سبب می‌شود تا افرادی نسبت به تهیه پیشنهادهای پژوهشی اقدام کنند که از صلاحیت تخصصی و دقت کافی برای انجام تحقیق برخوردارند و یا اینکه تیم تحقیقاتی خود را متناسب با موارد تصریح شده، در شرح عناوین سازماندهی نمایند. به طور کلی مرحله حاضر شامل گروه‌بندی ‌هدف‌های‌ پژوهشی در قالب پروژه های است(فتحی و اجارگاه،۱۳۸۵,ص۲۵)

۶- تعیین اولویت پژوهشی از بین طرحهای تحقیقاتی مختلف

نظر دهید »
مقالات و پایان نامه های دانشگاهی | ۲-۱-۷- طبقه بندی بودجه در نظام جدید بودجه کل کشور بر حسب منابع مالی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

لازم به یادآوری است که هر یک از فصول هفت گانه فوق به زیر فصل ها و اجزای مربوط تقسیم بندی می‌شوند.

در نظام مالی دولت ، بودجه کل کشور با اهداف کوتاه مدت و بلند مدت در بودجه سالانه پیش‌بینی و به مرحله اجرا در می‌آید به طوری که در نظام جدید بودجه ریزی اولاً شرح و تعداد تبصره های بودجه در مقایسه با نظام مالی گذشته که به صورت تبصره های دائمی در بودجه سالانه تکرار می گردید ، تغییرات اساسی ایجاد شده است. به طوری که تبصره های دائمی به صورت یک قانون دائمی به تصویب رسیده است. ثانیاًً : در شکل و طبقه بندی تبصره ها و تقسیم بندی درآمدهای عمومی و اختصاصی و نیز هزینه های دولت از محل درآمدهای پیش‌بینی شده تغییر اساسی ایجاد شده است. ثالثاً : با اصلاح و طبقه بندی درآمدها و هزینه ها، بودجه کل کشور با استانداردهای پذیرفته شده توسط صندوق جهانی پول (I.M.F) و با نظام مالی جدید [۲]۱(G.F.S) منطبق و هماهنگ می‌باشد زیرا در نظام مالی جدید شفاف سازی درآمدها و هزینه ها به عنوان یک اصل در نظام مالی جدید شناخته شده است. رابعاً در نظام مالی جدید که درآمدها و هزینه ها مبتنی بر استانداردهای جهانی است که توسط صندوق جهانی پول تعریف شده است وضعیت مالی دولت در اقتصاد ملی نیز شفاف می‌گردد. به عبارت دیگر به سادگی می توان بدهی دولت را به اقتصادی ملی محاسبه کرد. زیرا که کالاهای سرمایه ای یا سایر امور از محل بودجه عمومی در اقتصاد ملی مشخص و قابل محاسبه می‌باشد.

به طور کلی دولت با اصلاح نظام حسابداری (تغییر روش حسابداری از روش نقدی به روش تعهدی) و با انجام اصلاحات دیگر (اصلاح روش های مدیریت بودجه اجرای سیستم نظارت بر ساختار بودجه کشور و اصلاح نظام تشکیلاتی و سازمان دهی بودجه و … ) که در راستای شفاف سازی درآمدها و هزینه ها انجام شده است ، تغییرات بنیادی در نظام مالی دولت ایجاد می شود.

دوره های مالی اقلام سرمایه ای به عنوان سرمایه دولت در بودجه کل کشور و صورت های مالی و تراز دریافت و پرداخت دولت تعریف و تبیین نشده است.

‌بنابرین‏ ، اصلاح روش حسابداری دولتی و تغییر آن از روش نقدی تعدیل شده به روش تعهدی و مطابق با نظام مالی (G.F.S) در واقع بیانگر آنالیز ارقام هزینه ، درآمد ، دارایی و بدهی و تبیین ارقام بودجه در جهت شفاف سازی نظام بودجه ای و در نتیجه ارزیابی عملکرد دولت در حوزه می‌دانی وسیع تر از آنچه که در سیستم حسابداری دولتی و روش نقدی تعدیل شده تا پایان سال ۱۳۸۰ مترتب بوده است.

به طور کلی ، از ابتدای سال ۱۳۸۱ مبانی بودجه و تقویم صورت های مالی و نیز تراز دریافت ها و پرداخت های دولت مبتنی بر راهبردهای اساسی و در صورت اصلاح ساختار اداری و مالی و مدیریتی کشور در راستای تقویت بنیه دفاعی ، تأمین اشتغال و دیگر نیازهای مالی دولت می‌باشد که از طریق به کارگیری روش های بهبود کیفیت و استفاده از مکانیزم هایی که موجب افزایش تولید و سرمایه گذاری در کشور می شود عینیت می‌یابد . ‌بنابرین‏ ، تحقق این اهداف که به اختصار بیان شد در رأس برنامه ای کلان دولت قرار دارد که بایستی با برنامه ریزی و اجرای طرح های عمرانی در برنامه های زمان بندی شده که در نظام بودجه تعریف و تبیین می‌گردد و با لحاظ نمودن سیاست های پولی و ارزی دنبال گردد. در این صورت برنامه های دولت در جهت محرومیت زدایی ، اشتغال ، برقراری امنیت در داخل مرزهای کشور ، حفظ محیط زیست و دیگر اهداف ترسیم شده و در برنامه های پنج ساله توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مشخص می شود ، تحقق می‌یابد. (همان منبع)

۲-۱-۶- ارزش خالص در نظام جدید مالی دولت

در نظام جدید مالی دولت ، ارزش خالص برابر است با ارزش کل دارایی ها منهای بدهی های دولت می‌باشد و به عنوان یک اصل در صورت های مالی و تراز دریافت و پرداخت محاسبه و منظور می شود. از سوی دیگر ارزش خالص همواره بر دو اصل درآمد و هزینه استوار می‌باشد ‌بنابرین‏ درآمدها موجب افزایش ارزش خالص و هزینه ها باعث کاهش آن می‌گردند. عوامل دیگری که در تعیین ارزش خالص تأثیرگذار هستند اختصاراً به شرح زیر می‌باشند.

۱- دارایی های سرمایه ای

آن قسمت از دارایی های وزارتخانه ، سازمان دولتی و یا شرکت دولتی که در امر تولید یا انجام خدمات برای بیش از یک سال به کار می رود در نظام جدید مالی تحت عنوان دارایی های سرمایه ای تعریف می‌شوند.

۲- دارایی های تولید شده

آن قسمت از دارایی های وزارتخانه ، سازمان یا شرکت دولتی که در امر تولیدی به کار گرفته می شود و در نظام جدید مالی تحت عناوین «دارایی های ثابت ، موجودی انبار و اقلام گران بها» تعریف شده اند و صرفاً در نتیجه تولید به دست می‌آیند را دارایی های تولید شده می‌نامند.

۳- دارایی های تولید نشده

دارایی هایی هستند که تولید نمی شوند ولی در امر تولید نقش مؤثری دارند مانند : زمین ، سرقفلی ، و … به طور کلی ارزش خالص از حاصل جمع تراز عملیاتی (درآمدها ، دارایی های سرمایه ای و دارایی های مالی) به دست می‌آید که اجزاء هر یک در نظام جدید بودجه نویسی تعریف شده اند.

۲-۱-۷- طبقه بندی بودجه در نظام جدید بودجه کل کشور بر حسب منابع مالی

به طور کلی در نظام جدید مالی دولت ، بودجه به طبقات مختلفی تقسیم بندی می‌شوند که هر یک جایگاه خاصی در نظام جدید بودجه دارند و از هر طبقه در بودجه کل کشور تعاریف خاصی شده است که به اختصار بیان می شود.

۱- طبقه بندی بودجه بر حسب منابع مالی

در این دسته بندی ، بودجه از نظر منابع مالی به سه طبقه تقسیم می شود:

الف) درآمدها

ب) واگذاری دارایی های مالی

ج) واگذاری دارایی های سرمایه ای

۲- طبقه بندی بر حسب مصارف

در این طبقه بندی ، بودجه از منظر هزینه ها و مصارف دولت در یک دوره یکساله تقسیم بندی می‌شوند و شامل :

الف) اعتبارات هزینه

ب) اعتبارات تملک دارایی های مالی

ج) اعتبارات تملک دارایی های سرمایه ای

۲-۱-۸- قوانین و مقررات مالی

منظور ، قوانین و مقررات ناظر بر نحوه انجام امور مالی وزارتخانه ها ، سازمان ها و مؤسسات دولتی است که به نحوی از انحا از بودجه کل کشور استفاده می‌کنند ‌بنابرین‏ وزارتخانه ها ، سازمان ها و مؤسسات دولتی ، دریافت ها و پرداخت های خود را مطابق همین قوانین و مقررات انجام می‌دهند . به عبارت دیگر همه سازمان های دولتی کلیه درآمدهای تحصیلی را مطابق قوانین و مقررات مالی بایستی وصول و به حساب درآمد عمومی کشور منظور نمایند همچنین دریافت هایی که تحت عنوان درآمدهای اختصاصی می‌توانند وصول و برابر مقررات مربوط هزینه نمایند تابع قوانین و مقررات ناظر بر وصول درآمدها و انجام هزینه از محل درآمدهای اختصاصی می‌باشد. از طرفی قانون اساسی محور سایر قوانین هر کشور به شمار می رود که به آن ام القوانین می‌گویند و سایر قوانین در چارچوب آن قانون وضع می شود از جمله :

اصل ۵۳ قانون اساسی که «کلیه دریافت های دولت در حساب های خزانه داری کل متمرکز و همه پرداخت ها در حدود اعتبارات مصوب و به موجب قانون انجام می‌گیرد».

نظر دهید »
دانلود پایان نامه های آماده | رشد ارزش ها در نوجوانی و جوانی – 3
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

احساس همدردی کردن با نوجوانان و جوانان نیز از یک سو باعث ایجاد احساس اخلاقی مثبت در آنان می شود و از سوی دیگر به آنان می آموزد که نسبت به دیگران با همنوایی و همدردی و انگیزش مثبت و کمک کننده برخورد کنند. همنوایی و همدردی با دیگران، اگر چه یک حالت عاطفی است، اما دارای یک بخش شناختی نیز هست، یعنی استعداد تشخیص وضعیت روانی و درونی طرف مقابل که آن را برداشت درست از وضع دیگران می‌نامند.

معمولا افراد در سنین ۱۰ تا ۱۲ سالگی و در آستانه نوجوانی است که نسبت به دیگران خاصه افراد بیمار ‌و معلول و محروم و نیازمند، احساس همدردی پیدا می‌کنند و مایلند به آنان کمک کنند. این احساس، اگر توسط دیگران مورد تقویت قرارا گیرد، در اواخر نوجوانی و در جوانی کاملا تشدید می شود و زمینه ساز اندیشه‌های انسان دوستانه اجتماعی و اقتصادی در آنان می‌گردد.

رفتار همدردی شکل های گوناگون به خود می‌گیرد و در مراحل مختلف نوجوانی به صورت های گوناگونی بروز می‌کند. مثلا در اوائل نوجوانی این رفتار کمتر مشاهده می شود ولی در اواسط این دوره همدردی نوجوانان با همسالان خود به جایی می‌رسد که حتی ممکن است او را در مسیرهای ضد اجتماعی نیز سوق دهد. در اواخر این دوره و در جوانی است که فرد قادر است رفتار همدلانه با دیگران داشته باشد و احساس همدلی را در دوستان خود نیز به وجود آورد (دامون ۱۹۸۸؛ مارشال و همکاران ۱۹۹۴).

اهمیت احساس همنوایی و همدردی در رشد اخلاقی به قدری است که برخی از تئوری های جدید روان شناسی این احساس را مرکز عواطف آدمی و پایه طبیعی یادگیری هنجارهای اخلاقی می دانند. از این دیدگاه عواطف اخلاقی به صورتی نزدیک با جنبه‌های شناختی و اجتماعی رشد نوجوانی نیز مرتبط است (دامون ۱۹۸۸؛ آیزنبرگ ۱۹۷۷).

رشد ارزش ها در نوجوانی و جوانی

از خود بپرسیم چه ارزش هایی برای نوجوانان و جوانان حائز اهمیت است؟ چرا تحقق آن ارزش ها با عث ایجاد احساس اهمیت و رشد در آنان می شود؟ و باور کردن چه ارزشهایی در آنان می‌تواند به رشد و کمال فردی و اجتماعی آنان کمک کند؟

همه نوجوانان و جوانان، صاحب ارزش های معینی در زندگی خود هستند و این ارزش ها بر افکار و احساسات و رفتار شان تاثیر می‌گذارد (فلاناگان[۸۴]۱ ۱۹۹۷) شما نیز می توانید از خود بپرسید اهمیت ارزش ها در زندگی آدمی چیست؟ چه ارزش هایی در دوره نوجوانی و جوانی برای شما اهمیت داشت؟ دوستان و همسالان شما در آن دوره عموما چه ارزش هایی در سر داشتند؟ و تفاوت ارزش های نوجوانان و جوانان در جوامع مختلف و در گذشته و حال چیست؟

ارزش های نوجوانان و جوانان کشور در سه دهه اخیر همراه با تغییرات وسیعی بوده است. در دهه ۱۳۵۰ و در آستانه و اوائل انقلاب جوش و خروش انقلابی برای آزاد کردن و تحول کشور در رأس امور نوجوانان وجوانان قرار داشت و عموم نوجوانان و جوانان با آرمان گرایی افراطی امیدهای بسیاربزرگی که داشتند تصور می‌کردند در مدتی کوتاه شاهد پیشرفت های عظیم کشور خویش خواهند بود و با همین تصور بود که از جان فشانی در راه تحقق آرمان های خویش نیز مضایقه نداشتند. در دهه ۱۳۶۰ مهم ترین مسئله آنان به پیروزی رساندن جنگ تحمیلی بود و درصد نسبتا کمی از آنان در پی رفاه و منافع شخصی خویش بودند. اما از اوائل دهه ۱۳۷۰ تاکنون وضعیت عوض شده است و نوجوانان و جوانان دریافته اند که به جای امید بستن به وعده های گوناگونی که به آنان داده می شود، باید شخصا با اتکای به خود و با به کارگیری هوشمندی و انرژی شخصی راهی برای تامین معاش و پیشرفت خویش در شرایط بسیار دشوار اجتماعی و اقتصادی کنونی پیدا کنند تا بیش از این از قافله عقب نمانند. بی تردید احساس عقب ماندن از قافله توانسته است تاثیرات نامطلوبی را بر روح پاک و شخصیت شریف نوجوانان و جوانان به جای گذارد و اههمیت تعلق قلبی به ارزش های معنوی را که از جمله خصال برجسته تاریخی جوانان ایرانی است، در آنان کاهش دهد.

به نظر می‌رسد که بزرگترین عامل این تغییر وضعیت ارزشی نوجوانان و جوانان، از جهت گیری عمومی فرهنگی اجتماعی به جهت گیری شخصی اقتصادی فردی، شکاف عظیم حرف و عمل و فاصله عظیم تر ادعا و توانایی درمیان بسیاری از کسانی بوده است که از سر رشته امور اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را در اختیار داشته اند و حاضر نبوده و نیستند که در جایگاهی متناسب با توانایی‌های خویش قرار گیرند.

به عنوان مثال می توانید امور آموزش و پرورش متوسطه را که سرنوشت رشد ارزش های اکثریت نوجوانان کشور را در دست دارد، در نظر بگیرید و ببینید چه تفاوت قابل ملاحظه ای بین سخنان و ادعاهای گروهی از مسئولان این نهاد عظیم فرهنگی در سطح کشور و استان ها و شهرستان ها با واقعیت های مربوط به نگرش های ارزشی و اخلاقی و شخصیتی دانش آموزان دوره های راهنمایی و دبیرستانی و فارغ التحصیلان مدارس وجود دارد.

در یک موضوع مشخص تر، نظیر انگیزه برای تحقق ظرفیت های خویش که یک ارزش اساسی در رشد نوجوانان و جوانان است، اگر دقت کنید خواهید دید که نه آموزش و پرورش دارای برنامه و کارکرد مناسبی برای تحقق این هدف بزرگ تعلیم و تربیت است و نه بسیاری از نوجوانان و جوانان نگرش و برنامه و عملکردهای مناسبی برای شکوفا کردن قابلیت های عظیم خدادادی خویش را دارند. آن دسته از نوجوانان و جوانان هم که تلاش کافی به عمل می آورند بیشترین سعی شان این است که شاید بتوانند جل و پلاس خویش را از آب بکشند و راهی برای آینده و رفاه زندگی خود پیدا کنند. مفاهیم ارزشی سطح بالاتر نظیر رفاه و سعادت دیگران، آبادانی کشور و سعادت عمومی انسانی نیز جایگاه مهمی در ذهن و احساسات آنان ندارد.

مسئله بی توجهی نوجوانان و جوانان به مصالح عمومی و سعادت و رفاه دیگران در کشورهای دیگر، از جمله در کشورهای پیشرفته صنعتی، نیز فراگیر است و به وسعت مشاهده می شود. تحقیقات علمی نیز مؤید این نظر است (مثلا نگاه کنید به: آستین[۸۵]۱ و گرین[۸۶]۲ و کورن[۸۷]۳ ۱۹۸۷؛ کانگر[۸۸]۴ ۱۹۸۸ و استین و همکاران ۱۹۹۷).

به نظر ما و تا آنجا که تحول ارزش ها در نوجوانان و جوانان جنبه بین‌المللی دارد و ناشی از مشکلات عصر الکترونیک و ارتباطات و نتیجه استثمارگری های بی سابقه اقتصادی و فرهنگ زدایی های عصر تسلط و تهاجم سبک زندگی غربی است، نگرش ها و ارزش های مادی گرایانه فرهنگی اجتماعی آنگلوساکسون (انگلیسی آمریکایی) که در بخش بزرگی از جهان رایج شده و روز به روز در حال گسترش و تهاجم بیشتر نیز هست، دامان اندیشه و اخلاق نوجوانان و جوانان بسیاری از ملت های دیگر رانیز آلوده کرده و بلکه تمام نوع انسان را در معرض خطر خودخواهی و منفعت گرایی شخصی و بی اعتنایی به سرنوشت انسانی دیگران و پشت کردن به ارزش های کلاسیک مبتنی بر جاودانگی خیر قرار داده است.

نظر دهید »
مقاله های علمی- دانشگاهی | الف- فقه حنفى‏: – 1
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

پیامبر گرامى اسلام (ص) به همین مضمون مى‏فرماید: «کفوا عن اهل لا اله الا الله لا تکفروهم بذنب فمن اکفر اهل لا اله الا الله فهو الى الکفر اقرب»؛[۷۹]

دست بردارید از گویندگان لا اله الا الله و آن‏ها را به خاطر یک گناه متهم به کفر نکنید و هر کسى گوینده لا اله الا الله را متهم به کفر کند، خودش به کفر نزدیک تر است‏.

    • ابوجعفر طحاوى در «عقیده‏ى طحاویه»، که بسیارى از اندیشمندان اهل سنت شرح‏هاى گوناگونى بر آن نوشته‏اند، مى‏گوید: «اهل قبله را تا هنگامى که به تعالیم پیامبر گرامى اسلام ایمان داشته باشند، مسلمان و مؤمن مى‏نامیم … و هیچ یک از اهل قبله را به‏خاطر ارتکاب گناه، مادامى که آن را حلال نشمارد، تکفیر نمى‏کنیم».[۸۰]

    • قاضى عیاض- از علماى بزرگ مالکى در قرن ششم- مى‏گوید: «اگر کسى چیزى درباره‏ى خداوند بگوید که با شأن و عظمت خدا منافات دارد، اما دشنام و رد بر خداوند نبوده و قصد کفر نداشته باشد، بلکه سخن وى معلول اجتهاد و تأویل وى باشد، او اهل بدعت مى‏شود؛ اما این مورد از مواردى است که سلف و خلف نسبت به تکفیر چنین شخصى اختلاف کرده ‏اند».[۸۱]

    • ابوداود از نافع و او از ابن عمر (رضى الله عنه) نقل مى‏کند که پیامبر فرمودند:«ایّها الرجل مسلم کفَّر رجلا مسلماًً فان کان کافرا و الّا کان هو الکاف».[۸۲]

  • مسلم به نقل از نافع و ابن عمر (رضى الله عنه) روایت ‌کرده‌است:«اذا کفّر الرجل اخاه فقد باءبها احدهم‏؛[۸۳]

هرگاه مسلمانى برادر دینى‏اش را تکفیر کند گناه‏اى نسبت را یکى از آن دو به‏دوش کشیده است.

  • مسلم از عبدالله بن دنیار و او از ابن‏عمر روایت ‌کرده‌است که پیامبر فرمود: «أیّما امرء قال لاخیه یا کافر فقد باء بها احدهما ان کانت کما قال و الا رجعت علیه‏».[۸۴]

مسلم در کتاب خود مى‏گوید: «برخى از گناهان باز مانده دوران جاهلیت هستند و هیچ کسى با انجام آن‏ها کافر نمى‏شود مگر با شرک ورزیدن. از پیامبر روایت مى‏کند که خطاب به فردى فرمود: در تو آثار جاهلیت هست و خداوند تبارک و تعالى مى‏فرماید: «انّ اللّه لا یغفر ان یشرک به و یغفر مادون ذلک لمن یشاء».[۸۵]

    • هنگامى که ذوالخویصره به رسول خدا اهانت نمود و گفت به‏عدالت رفتار کن در بین کسانى‏که در جلسه حاضر بودند ولوله‏اى بر پا شد، از آن جلمه خالد بن ولید- رضى الله- بود که به پیامبر گفت: یا رسول الله اجازه دهید گردنش را بزنم، حضرت فرمودند: «لافلعله یکون یصلى فقال: إنه رب مُصل یقول بلسانه ما لیس بقلبه انى لم اؤمران انقب قلوب الناس و لا اشق بطونهم‏».

    • در شرح فقه اکبر عقاید، امام اعظم و در شرح عقاید از قول شیخ ابوالحسن اشعرى مسلک اهل سنت و جماعت این‏طور نقل شده است: «ومن قواعد اهل السنه و الجماعه ان لایکفرو احد من اهل القبله‏».[۸۶]

    • ملا على قارى در شرح فقه اکبر این‏طور مى‏فرمایند: «اعلم ان المراد باهل القبله الذین تفوق على ماهو من ضروریات الدین کحدوث العالم وحشرالاجساد و علم الله تعالى بالکلیات و الجزئیات و ما اشقبه ذالک من المسائل المهمات فمن واجب طول عمره على الطاعات و العبادات مع اعتقاد قدم العالم و نفى الحشر او نفى علمه سبحانه و تعالى بالجزئیات لایکون من اهل القبله و ان المراد بعدم تکفیر احد من اهل القبله السنه انه لایکفر احد مالم یوجد شئ من امارات الکفر و علاماته و لم یصدر عنه شئ من موجباته و فى شرح مقاصد فلا نزاع فى کفر اهل القبله المواطب طول عمره على الطاعات باعتقاد قدم العالم و نفى الحشر و نفى العلم بالجزئیات و نحوذالک من موجبات الکفر».[۸۷]

    • در شرح عقاید نفى نبراس چنین مى‏فرماید: اهل القبله فى اصطلاح المتکلمین مصدق بضروریات الدین الى قوله فمن انکر شیئاً من الضروریات الى قوله لم یکن من اهل القبله و لو کان مجاهداً بالطاعات و کذالک من باشر شیئا من امارات التکذیب کسجود الصنم و الاهانه بامر شرعى و الاستهزاء علیه فلیس من اهل القبله و معنى عدم تکفیر القبله ان لایکفر ‌به‌ارتکاب المعاصى ولا بانکار الامور الخفیفه غیر المشهوره هذا ما حققه المحققون ولاشک فى تکفیر من انکر ان القرآن کلام الله بل قال انّه کلام محمد او غیره من الخلق ملکان بشراً و لانکفرا حداً من اهل القبله بذنب مالم یستحله ان شاءالله‏».[۸۸]

  • عن النبى: «انّه قال لایحل دم امرء مسلم یشهد ان لا اله الا اللّه و انّى رسول الله الّا باحدى ثلاث‏».[۸۹]

با توجه به موارد بالا به درستی قابل مشاهده است که علمای فقه اهل سنت نیز از تکفیر اهل قبله امتناع نموده اند که در ذیل به اختصار به بررسی آن می پردازیم.

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنّت‏:

الف- فقه حنفى‏:

از ابوالحسن علىّ بن احمد فارسى نقل شده که گفته است: روایت کرده براى ما فقیه، نصیر بن یحیى که گفته است: شنیدم ابو مطیع حکم بن عبد الله بلخى مى‏گفت: ‌در مورد اصول اهل‏سنّت و جماعت از ابوحنیفه، نعمان بن ثابت (رضى الله عنه) پرسیدم؛ جواب داد: این‏که هیچ کسى از اهل قبله را به دلیل گناهى تکفیر نکنى، ایمان را از کسى نفى نکنى، امر به معروف و نهى از منکر کنى، بدانى هر چیز که به تو رسیده است، مى‏بایست به تو برسد، و هر چیز که به تو نرسیده، نمى‏بایست به تو برسد (ایمان به قضا و قدر الهى) و از هیچ‏کدام از اصحاب رسول خدا تبرّى نجویى‏[۹۰].

ب- فقه مالکى:‏

هیچ شخصى به دلیل گناه کافر نمى‏شود. از آن‏جایى که در کافر دانستن مرتکب گناه کبیره اختلاف وجود دارد و قول درست این است که او کافر نمى‏شود. کسى که حکم به اسلام او شده است به واسطه گناه صغیره باشد یا کبیره- از اهل قبله بودن خارج نمى‏شود. البته به شرط آن‏که آن گناه را حلال نداند. مذهب همه اهل سنّت در گذشته و حال همین است؛ به جز خوارج که گفته‏اند: هر گناهى، کبیره است و هر گناه کبیره‏اى اعمال را حبط مى‏کند و مرتکب آن کافر است. و به جز معتزله که گفته‏اند: هر گناه کبیره‏اى حبط کننده عمل است و مرتکب آن جایگاهى ما بین دو جایگاه دارد؛ نه مومن نامیده مى‏شود و نه کافر؛ بلکه به او فاسق مى‏گویند. این نظر بنا بر مبناى آن‏ها در حسن و قبح عقلى است‏[۹۱].

پ- فقه شافعى‏:

شافعى گفته است: هیچ کس از اهل‏قبله تکفیر نمى‏شود؛ به استثناى مجسّمه (قائل به جسمانى بودن خداوند متعال) و منکر علم خداوند متعال به جزئیات‏[۹۲].

ت- فقه حنبلى‏:

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 116
  • 117
  • 118
  • ...
  • 119
  • ...
  • 120
  • 121
  • 122
  • ...
  • 123
  • ...
  • 124
  • 125
  • 126
  • ...
  • 173
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

 تغذیه گربه با ماست
 رازهای ازدواج موفق از دید مردان
 فروش محصولات دیجیتال در Etsy
 مدیریت احساسات ناپایدار در رابطه
 درمان عفونت گوش گربه
 آشنایی با ابزار Brand Mention
 خطاهای قیمت‌گذاری در کسب‌وکار
 درآمدزایی در بحران اقتصادی
 کسب درآمد از فروش گیاهان آپارتمانی
 ویژگیهای مربی حرفه‌ای سگ
 بیماریهای انگلی در سگ‌ها
 خطرات نادیده گرفتن آموزش‌های شغلی
 درآمد از مشاوره حقوقی آنلاین
 فروش تم‌های وردپرس
 علت بیاشتهایی گربه
 دلایل گاز گرفتن گربه
 بهینه‌سازی فروشگاه آنلاین
 شکایت‌های مکرر در روابط عاشقانه
 افزایش درآمد از آموزش زبان
 خروج از بحران عشقی
 نشانه‌های عشق واقعی دختران
 ارائه پشتیبانی آنلاین حرفه‌ای
 درآمد از تدریس آنلاین زبان
 نشانه‌های عشق در مردان مغرور
 نگهداری از توله سگ یتیم
 آسیب‌های حسادت در رابطه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان